Monday, May 05, 2008

Free RIce

Help end world hunger

Saturday, May 03, 2008

سفر

اینم حرفیه ها.... سفر نامه ای که به مسجد حرام است یه خانه رواست... یا یه چیزی تو همین مایه ها... رفتیم سفر... جات خالی یه عالمه... خوردیم....خندیدیم... جواد بازی در آوردیم.... بیشتر از همه خوردیم... خریت کردیم.... ه
برای حنا تعریف میکردم میگه چه جوری تونستی؟ گفتم نمیدونم. کردم اما اینکه چه جوری؟
یاد قیافه فابی می افتم وقتی میگفت من از ماشین پیاده نمیشم. جدی چطور تونستم؟
اما همه جوادیت خونمون رو فکر کنم تا هزار سال اینده تامین کردیم. نهکریس دی برگی، نه جرج مایکل یا حتی سر التون جانی.... فقط و فقط یه خروار آهنگ های جوادی و جاده چالوسی که تو دوکون هیچ عطاری پیدا نمیشه... جنبه خوذدن ماجرا هم که جای خود داره! هر چقدر حساب میکنم انگشت کم میارم که من چهار وعده یادمه خوردیم اما سه وعده فقط میتونم بشمرم... اون یه وعده اضافی از کجا اومد؟؟؟
اما خوش گذشت و مهم این بود و راستش.... میدونم باید خیلی ها رو تو دلم شاید یاد می کردم... اما نکردم... این سفر مال ما سه تا بود... فقط مال خودمون... ه

miss you

دلم برای اینجا تنگ شده... فقط تنگ شده.... به حنا حسودیم میشه که هنوز که هنوزه چسبیده و ول نمیکنه و از خودم ناراحت که چرا به همین سادگی وا دادم جائی رو که این همه باهاش احساس..... باهاش حال میکردم...ه
دوست دارم بیام دوباره بیام اینجا بنویسم.....ه
دوست دارم دوباره بیام اینجا بنویسم؟...ه

Saturday, March 22, 2008

Louise sent you a friend request on Yaari...

Louise Sh wants you to join Yaari!

Is Louise your friend?

Yes, Louise is my friend!      No, Louise isn't my friend.

Please respond or Louise might think you said no :(

Thanks,
The Yaari Team

____
You are receiving this message because someone you know registered for Yaari and listed you as a contact.
If you prefer not to receive this email tell us here.
If you have any concerns regarding the content of this message, please email abuse@yaari.com.
Yaari LLC, 358 Angier Ave, Atlanta, GA 30312

Tuesday, March 18, 2008

سال نو مبارک


بازی با همقد خودت




یکی نیست به این فسقلی بگه مگه آزار داری؟ اگه گرفت خوردت اونقت چی کار میکنی جوجه!ه


Sunday, March 02, 2008

اتاق من و ساناز



خلاصه که اومدم بگم دوسش دارم




Wednesday, February 13, 2008

happy valentine

here are some valentine texts for those who might need it!!!
------------------------
Let's share the world. A sea is for you, and waves are for me. The sky is for you, and stars are for me. The sun is for you, and light is for me. Everything is for you, and you are for me.
------------------------
Here is my heart, it is yours so take it,Treat it gently, please do not break it.Its full of love thats good and true,So please keep it always close to u.
------------------------
Another Day, Another Way, Another Pray, Another Hope, Another Tear, Another Fear, Another Year, Another Smile, Another Mile, Another Few, But Never Ever Another You.
------------------------
there was an headcount of angels in heaven, pandemonium strucked discoverin dat an angel is missing, pls call heaven & tell dem ur safe wit me,my sweet angel
------------------------

Saturday, February 09, 2008

بدون عنوان

خیلی وقت بود این وری نیومده بودیم. حالا یا باز نمیشد. یا تاخیر داشت. یا ارور میداد یا هزار و یه چیز دیگه. یا قیر نیست یا قیف نیست یا میخوریم به تعطیلی.
-------------------------
از غرغر کردن بدم میاد و درگیرش شدم جدیدا بد. خسته از بیکار بودن ( نه بیکار بودن واقعی ها) که وقت ندارم سرم رو بخارونم. خسته از تلف کردن وقت سر چیزهای الکی. که این همه از تموم شدن درس و دانشگاهت گذشته باشی و هنوز همون جائی باشی که فردای فارغ التحصیلیت بودی. راستی چند سال گذشته؟ که دور و برت رو که نگاه میکنی از شانس بدت یا شایدم خوبت یکی داره دکترا میخونه و اون یکی فوق و اون یکی کانون و فعلا منم که سر جای خودم برای رسیدن به یه شبح درجا میزنم و هنوز من و شبح همون جائی هستیم که خیلی وقت پیش بودیم.
-------------------------
سینما آزادی رو افتتاح کردن و هنوز برچسب ها و نوار ها نکنده ، یکی از شیشه های اصلی شکسته. به عبارتی پودر شده. حالا از چی خدا میدونه. پنجره دوم. از سمت راست. ردیف دوم از بالا. اینم میشه سالن اجلاس. میری میشینی تو سالن سینما و یه سطل هم میدن بگیری بالای کله ات که آب که چکه میکنه رو سرت نریزه....لژ نشینی این دردسر ها رو هم داره
-------------------------
به قول حنا ولنتاین برای اونائی خوبه که یا دچار لاو شدن یا قراره بشن. یا فقط بیرون میرن که از قافله عقب نمونن. شوالیه ها هم قراره برای ولنتاین ، که نه به خاطر ولنتاین ، به بهانه ولنتاین، بیرون برن و ایندفعه دیگه خیلی خیلی خوش بگذرونن. نه که تا حالا بد میگذروندن؟
--------------------------
دوست پروشات میگفت: هر دفعه زنگ میزنم میگه کافی شاپم با ساناز. چقدر شما دو تا کافی شاپ میرین؟
اون یکی دوستش میگه: شما دقیقا از اوج خوش گذرونی هائی که یه دختر خوب میتونه تو این دوره زمونه داشته باشه ، برخوردارین
و ما ، تو یه شب سرد ، تو ترافیکی که آخرش ولنتاینه و اولش 22 بهمن ، از گاندی تا شریعتی دنبال کافی شاپ خلوت گشتیم و آخر سر از دیدارو در آوردیم که نمیدونستیم سوپاش خوشمزه تر از هات چاکلت و اون کیک بیمزه اشه.ه
--------------------------
دلم یه اتفاق جدید میخواد. یه ادم جدید. اینم بیماریه جدیدیه که من دچار شدم. همش دلم چیزهای جدید میخواد. غیر از شراب و دوست و فرش که هر چی قدیمی تر باشه گیرائیش بیشتره!!! عجب جمله قصاری شد
-------------------------
بسه دیگه. اینم از تخلیه احساسی در بلاگر گرد گرفته. باز رسیدم به دوره ای که دست و دلم به نوشتن نمیره و به هیچ کار دیگه. دلم یه هفته سر کار نرفتن میخواد و بجاش هزار و یه جای دیگه رفتن. کاش رئیسم میرفت مسافرت
-----------------------